فروشگاه

Showing all 9 results

  • اثر مرکب نشر در قلم

    0 از 5

    “اثر مرکب” با نام انگلیسی The Compound Effect اثر برجسته دارن هاردی، نویسنده مشهور کتب روانشناسی موفقیت است که از تاثیرگذارترین و مهمترین منابع راهکارهای موفقیت و فراگیری اصول مهم خودباوری و تحول می باشد؛ نه تنها در کسب و کار و نیل به موفقیت مالی، بلکه در تمامی زمینه ها و جنبه های مختلف زندگی. این مطلب که بسیاری از دانشمندان و نویسندگان بزرگ جهان، اثر مرکب را یک برنامه عملی تحسین برانگیز جهت فائق آمدن بر بخش اعظمی از دشواری های زندگی و رسیدن به آرزوها و اهداف خود می دانند، به وضوح حاکی از اثر حقیقی و شگرف این کتاب بر روند زندگی خوانندگان دارد. جای تعجب نیست که اثر مرکب با این حجم از اثرگذاری، از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز باشد. در توضیحات پشت جلد این کتاب آمده است: ” در زمینه کسب موفقیت، دو گزینه پیش رو دارید: می توانید با شیوه فعلی به زندگی تان ادامه دهید و هرروز بیندیشید که چگونه می توانید به موفقیت برسید یا از اصول و قواعد اثبات شده ای که در این کتاب ارائه شده است، استفاده کنید. با شماست که راه سخت، پرمخاطره و نامطمئن اول یا راه مطمئن و هوشمندانه دوم را انتخاب کنید. کتاب اثر مرکب نقشه راه برای داشتن زندگی بهتر، کسب موفقیت و تحقق رویاها و آرزوهایتان است. اگر این کتاب را به دقت مطالعه کنید و به توصیه های آن عمل کنید، مطمئن باشید تحولی بزرگ در زندگی تان ایجاد خواهید کرد.

  • انتظارش را نداشتم نشر درقلم

    0 از 5

    از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
    ترس غم و اندوه، از دست دادن، خیانت. ریچل هالیس همه ی این چیزها را تجربه کرده است ، و او می داند که شما هم چنین چیزهایی را دارید. حالا او تو را به آن طرف ماجرا می برد.
    ریچل هالیس ، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز با شوخ طبعی خاص خود ، صداقت صمیمانه و داستان های صمیمی ای از زندگی واقعی خود ، به خوانندگان نشان می دهد که چگونه از لحظات سخت زندگی برای کسب تجربه های یادگیری استفاده کرده و از ارزشی که این تجربیات دارند حداکثر بهره را ببرند.
    ریچل هالیس شما را می بیند. همانطور که میلیون ها خواننده ی پرفروش ترین کتابهای او “صورتت را بشور دختر” و “شرمنده نباش دختر” در نیویورک تایمز ، ، در همایش های او شرکت کرده و او را در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند. او همچنین می خواهد شما را متحول کند.
    وقتی صحبت از “فصول سخت” زندگی می شود – مرگ یکی از عزیزان ، طلاق ، از دست دادن شغل – وقتی غم و عدم اطمینان بر روزهای شما مسلط می شود ، تغییر دادن اوضاع غیرممکن به نظر می رسد. به خصوص وقتی همانطور که کتاب انتظارش را نداشتم نشان می دهد ، هیچ کس نمی خواهد آینده خود را به طور کامل تنظیم کند. اما ، همانطور که ریچل می نویسد ، این به شما بستگی دارد که چگونه درد خود را تحمل می کنید – می توانید با تغییر جهت به سمت بهتر ، یاد بگیرید و رشد کنید ، و یا در همان جایی که هویتتان در دردتان ریشه دوانده گیر کنید.
    از نظر ریچل ، زندگی ای که به خوبی زیسته شود یکی از اهداف است که فقط بر موارد ضروری متمرکز است. این یک کتاب کوچک در مورد احساسات بزرگ است: الهام بخش ، الهام بخش ، و یک لنگر که نشان می دهد تاریکی می تواند با زیبایی همزیستی داشته باشد.

  • بخواهید و به شما داده می شود نشر درقلم

    0 از 5

    آرزو دست یافتنی است (هنر زندگی با خود برتر)من مطالعه کتابی را به شما پیشنهاد می کنم که به نظرم برنامه ای است که این توانایی را در وجود شما تضمین می کند تا بتوانید به همه آرزوهایتان در زندگی دست بیابید و همانطور که مورد نظر شماست همراستا با منابع وجودی شما باشد، زمانی که این کتاب را می نوشتم هرروز قدر دان تجربیاتی بودم که نتیجه اثر بخشی این کتاب در حال وقوع پیوستن بود. بنابراین تصمیم گرفتم این تجربیات و اتفاقات فوق العاده شگفت انگیز درزندگی شخصیم را با شما در میان بگذارم. پس: هرگز اجازه ندهید که توجهتان به چیزی یا کسی دیگری معطوف شود و خود برترتان را فراموش نکنید و سعی کنید که خود برترتان را در وجودتان حاکم کنید..

  • بی شعوری نشر در قلم

    0 از 5

    در قسمتی از این کتاب می خوانیم: تقریبا مثل هر کس دیگری من نیز زندگی ام را با مرض بی شعوری گذراندم. من در جامعه ای زندگی می کردم که همانند جوامع دیگر، گرفتار مرض بی شعوری است. درست نیست بی شعوری را بیماری تلقی کنیم. من به خودم قبولاندم که نوعی ایراد شخصیتی است که می توان آن را تعدیل یا حذف کرد. ذات بی شعوری را درک می کنم. اعتیاد به بی شعوری، به شدت اعتیاد به الکل و فراورده های شیمیایی (مواد مخدر) است. بیماری بی شعوری بیشتر افراد را مبتلا کرده است. اکثر مردم از بیماری بی شعوری خود اطلاع ندارند و این موضوع برای من نیز صدق می کرد . کتاب «بیشعوری» اثر «خاویر کرمنت» شما را با خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت یعنی بیشعوری آشنا می‌کند. این کتاب با زبانی طنزگونه به بررسی پدیده‌ بیشعوری در دنیای امروز می‌پردازد. اگر برای شناخت و درمان این معضل بزرگ تاریخ بشریت و نحوه‌ی رفتار با مبتلایان به این بیماری، یک راهنمای عملی ارزشمند می‌خواهید، در خواندن این کتاب درنگ نکنید. نویسنده معتقد است بیشعورها، افرادی نابغه و باهوش هستند. نابغه‌هایی خودخواه، مردم‌آزار و با اعتماد به‌ نفسی کاذب. این افراد با منفعت‌ طلبی‌های خود در نهایت به خود و افراد جامعه ضرر می‌رسانند. بیشعوری یک بیماری است و بیشعور یک بیمار. خاویر کرمنت در این کتاب این موضوع را به‌خوبی مورد بحث قرار داده و با لحنی طنزگونه و ماجراهایی ساختگی اما نزدیک به واقعیت زندگی‌، یک‌ چیز را به ما گوشزد می‌کند: دنیا را بیماری مسری و خطرناک بیشعوری تهدید می‌کند و اگر الان به فکر چاره نباشیم، بیشعورها دنیا را نابود می‌کنند.

  • بیان نشر درقلم

    0 از 5

    کتاب 《 بیان 》، نوشته دکتر حبیبه سپهری و دکتر ابراهیم کیوانلو ، دارای چهار بحث اصلی ( تشبیه ، استعاره ، مجاز و کنایه ) است که نویسندگان این اثر ، سعی بر ساده ، قابل فهم و بویژه کاربردی بودن آن دارند به این دلیل علاوه بر توضیح هر مبحث ، مثالهای گوناگونی از نظم و نثر همراه با توضیح آن ، ارائه داده اند تا برای مخاطبان عزیز ،یادگیری بهتر و ماندگاری بیشتری داشته باشد ؛ همچنین برای خودارزیای و کسب مهارت بیشتر در تشخیص و کاربرد هر آرایه ، در پایان هر بخش ، تمرینهایی ذکر شده است .

  • تختخوابت را مرتب کن نشر درقلم

    0 از 5

    ویلیام اچ. مک ریون، ژنرال بازنشسته‌ی نیروی دریایی آمریکا در کتاب تختخواب خودت را مرتب کن، به بیان ده درسی که در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفته، می‌پردازد. این کتاب که از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز و درباره چیزهای کوچکی‌ست که می‌توانند زندگی‌ و شاید دنیا را تغییر دهند.کتاب تختخواب خودت را مرتب کن (Make your bed) دارای 10 فصل است و هر فصل به یکی از اصول رفتاری و تربیتی یگان ویژه نیروی دریایی ایالات‌ متحده آمریکا می‌پردازد. این رویکردهای رفتاری، ویژگی‌هایی هستند که می‌تواند زندگی روزمره افراد و اجتماع را بهبود بخشد و به پیش ببرد. دریاسالار مک‌ریون چکیده این کتاب را در قالب سخنرانی جشن دانش‌آموختگی دانشگاه تگزاس انجام داده است.

  • خاک آمریکا

    0 از 5

    انتشارات دُرقلم منتشر کرد:

    آخرین اثر جنین کامینز که در سال 2020 در امریکا منتشر شده است، هم اکنون با ترجمه ی سلیس آقای امان ا… ارغوان و خانم هاجر شکری در سراسر ایران در دسترس علاقه مندان می باشد.

    بنابر یادداشت نویسنده تمام آمار و رویدادهای کتاب واقعی است.تنها نام شخصیت ها تغییر یافته. حقایقی عریان و تکان دهنده که گاه با تخیل پهلو می زند. نویسنده بر اساس یادداشت های میدانی و صحبت با مهاجران غیرقانونی و نیز ارتباط گرفتن با مردمان آن سوی دیوار مرزی امریکا، رنج  این مردمان را در قالب داستان به رشته‌ی تحریر در آورده است. بخش اعظم رمان در مکزیک سرزمین کارتل‌ها می گذرد. هر کس بخواهد از خشونت های آنان جان سالم به در ببرد باید…

  • نابغه ی بسیار با ثبات؛ دونالد جی. ترامپ و چالش های آمریکا نشر درقلم

    0 از 5

    «من به تنهایی مشکلات را حل می کنم.»
    در ۲۱ جولای ۲۰۱۶، دونالد جان ترامپ در کلیولند، نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوری خواه شد. او در سخنرانی اش بیش از چهار هزار کلمه به زبان آورد، اما این هفت کلمه اساس اقدامات او برای هدایت کشور بود.
    آن شب ترامپ به تنهایی روی استیج بلند سالن سرپوشیده ی کوییکِن لونزا ایستاد. او خود در طراحی این استیج مشارکت داشت. پشت او صفحه نمایشی بزرگ با قابی طلایی و روی آن تصویر بزرگ او در کنار سی و شش پرچم آمریکا نقش بسته بود. چیزی که روی این صفحه نمایش ال ای دی به نمایش درآمده بود، تصویر ذهنی ترامپ از خودش بود. سخنرانی او تلخ و ناگوار بود. او خودش را به عنوان تنها نجات دهنده ی مردم آمریکا معرفی کرد. نامزدهای ریاست جمهوری قبلی تواضع به خرج می دادند و بر مبنای ارزش های مشترک کار می کردند. آنها هموطنانشان را به اتحاد دعوت می کردند تا به کمک همدیگر به خواسته هایشان برسند. اما ترامپ در عوض از «من» صحبت کرد. «من صدای شمام»… این کتاب را نشر «درقلم» با ترجمه مسعود ریسمان باف منتشر کرده است و در فروشگاه اینترنتی هافکو به فروش می رسد.

    در ادامه بخشی از سخنان نویسندگان این کتاب را می خوانیم:
    این کتاب براساس صدها ساعت مصاحبه با بیش از دویست منبع مختلف نوشته شده است. این منابع شامل مقامات دولتی، دوستان، مشاوران خارجی رئیس جمهور و همچنین دیگر کسانی است که شاهد اتفاقات ذکرشده در این کتاب بوده اند. بیشتر کسانی که بصورت داوطلبانه با ما همکاری داشتند، تنها به این شرط با ما صحبت کردند که هویتشان فاش نشود. دلیلشان این بود که شغل دولتی شان به خطر نیفتد یا رئیس جمهور یا متحدانش اقدامات تلافی جویانه ای علیه آنها انجام ندهند. همکاری بیشتر منابع ما به صورت غیرمستقیم بود. یعنی ما می توانستیم از اطلاعاتی که در اختیارمان گذاشته بودند استفاده کنیم، به شرط اینکه هویت آنها را محفوظ نگه داریم و در بیان جزئیات اسمی از آنها نبریم. ما بیشتر مصاحبه ها را ضبط کردیم.
    تهیه ی گزارشی از ریاست جمهوری دونالد ترامپ سفری پرپیچ و خم بوده است. هر روز و هر ساعت اتفاقات جدیدی رخ می دهد. هر رویداد قابل توجهی را که بازگو می کردیم متوجه می شدیم که وقایع جدیدی در حال مشخص شدن هستند و ما فرصتی نداریم که آنها را بررسی کنیم. همیشه موضوع جدیدی اتفاق می افتاد. پس تصمیم گرفتیم که دست نگه داریم. ما می خواستیم مطالب عميق تر از گزارش هایی باشد که برای روزنامه تهیه می کنیم. اتفاقات پشت پرده را تشخیص بدهیم و پیامدهایی که برای کشور دارد را ارزیابی کنیم.
    ما روزنامه نگاران بی طرفی هستیم که مایلیم حقیقت را با مردم در میان بگذاریم. هدف ما در این کتاب این بود که براساس گزارش های موشکافانه ای که انجام می دهیم، حقایق را در دقیق ترین حالت ممکن ارائه کنیم. ما وقایع پیش آمده را به دقت بازسازی کردیم تا چهره ی روشنی از رئیس جمهور ترامپ ترسیم کنیم و به جای اینکه به خوانندگان نظر خودمان را القا کنیم، او را در عمل نشان بدهیم. این وقایع براساس گزارش های دسته اول تهیه شده است. صحت این گزارش ها تا جایی که امکان داشته، توسط منابع مختلف و با بررسی برنامه های کاری، اطلاعات دفتر روزانه، نامه های داخلی و سایر مکاتباتی که بین مسئولان انجام شده و نیز ویدئوهای ضبط شده ی خصوصی تأیید شده است. مکالمات لزوما همیشه دقیق نیستند، اما ما از خاطرات افراد مختلف استفاده کرده ایم. در بسیاری از حالات، برای موقعیتی خاص، بیش از چند اظهار نظر را شنیده ایم. در چندین مورد، اختلاف نظر قابل توجهی بین منابع مختلف وجود داشته که در اینصورت به آنها اشاره کرده ایم. باید توجه داشته باشیم که ممکن است هرنفر روایت متفاوتی از یک اتفاق داشته باشد.
    به گزارش تیم محتوای هافکو کتاب «نابغه ی بسیار با ثبات» تکمیل گزارش های نویسندگان این کتاب برای روزنامه ی واشینگتن پست است. به همین خاطر بعضی از مطالب، پیش تر در مطالبی که برای روزنامه می نوشتند عنوان شده است که بعضی از آنها با همکاری دیگر همکارانشان تهیه شده اند. اما اکثر وقایع، مکالمات و نقل قول ها برای اولین بار در این کتاب عنوان شده اند و براساس گزارش های جامعی هستند که انحصارا برای این کار انجام داده اند.
    برای بازسازی رویدادهایی که جنبه ی عمومی داشته اند، از ویدئوهای ضبط شده استفاده کرده ایم، از جمله ویدئوهای سخنرانی های رئیس جمهوری که بیشتر آنها در وبسایت سی-اسپَن موجود است. ما همچنین از گزارش های خبری نشریات مختلف استفاده کردیم و از سوابق دولتی، شامل گزارشی که مشاور ویژه رابرت اس. مولر سوم تهیه کرده است نیز مطالبی استخراج کردیم و بیشتر اوقات به گزارشهای منتشرشده ی اصلی خودمان اکتفا کردیم. منابع مطالب گردآوری شده به شیوه ای مناسب ذکر شده اند و بصورت مستقیم در متن یا در یادداشت های پایانی مورد ارجاع قرار گرفته اند.
    هدفمان این بود که برای انجام این کتاب با آقای ترامپ مصاحبه کنیم و در مراحل اولیه ی تهیه ی گزارش نیز با او صحبت کردیم. ترامپ طی تماسی تلفنی با فیلیپ راکر تمایلش برای انجام مصاحبه را اعلام کرد. او گفت: «حتما بیاین. بنظرم مصاحبه ی خوبی می شه.» و در ادامه گفت «حتما حتما، حتمأ. دوست دارم کتاب خوبی از آب در بیاد. شما آدم متعهدی هستین. خیلی خوبه.» طی ماه های آینده که جنگ ترامپ با مطبوعات شروع شد، درخواست مصاحبه ی ما از طریق یکی از دستیاران او رد شد. ترامپ در عوض پیشنهاد داد که در مورد رویدادهای این کتاب، توضیحات خودش را ارائه کند. بعد از چند هفته صحبت و رفت و آمد، سخنگویان ترامپ به سؤالات مطرح شده به درستی پاسخ ندادند و یا اینکه پاسخ هایشان را در موعد مقرر ارائه نکردند.

  • هنر ظریف بیخیالی نشر درقلم

    0 از 5

    ما آن‌قدر فرصت و قدرت و انرژی نداریم که به همه چیز اهمیت بدهیم. باید بی‌خیال خیلی چیزها بشویم تا بتوانیم تمام فکر و ذهن و انتخاب‌ها و تصمیم‌های خود را، روی گزینه‌ی محدود و مشخص، متمرکز کنیم. 

    بنابراین کتاب هنر ظریف بی خیالی درباره‌ی بی خیالی نیست؛ بلکه اتفاقاً درباره‌ی توجهِ بیش از حد به اهداف و ارزش های کلیدی و بی‌خیالی و بی‌توجهی نسبت به حاشیه‌های دیگر است (حتی اگر دیگران، آن حاشیه‌ها را، اصل بدانند).

    چند جمله از کتاب هنر ظریف بی خیالی

    کلید زندگی خوب، این نیست که به چیزهای بیشتر و بیشتری اهمیت بدهید؛ بلکه باید به چیزهای کمتری اهمیت بدهید، و تنها چیزهایی را مد نظر قرار دهید که حقیقی، فوری و مهم هستند.

    … یک واقعیت پنهان در زندگی هست؛ این‌که چیزی به نام بی‌خیالی وجود ندارد. شما باید به چیزی اهمیت بدهید. توجه به چیزهای مختلف و اهمیت دادن به مسائل، بخشی از جسم و بیولوژیِ ماست.

    مسئله این است که به چه چیزهایی اهمیت بدهیم، و چگونه به چیز‌هایی که هیچ اهمیتی ندارند، اهمیت ندهیم.

    … پختگی، زمانی رخ می‌دهد که فرد می‌آموزد تنها به چیزهایی اهمیت بدهد که ارزشمند هستند.

    پرسش جالب‌ِ توجه‌تر که مردم هیچ‌وقت از خود نمی‌پرسند، این است که «چه دردهایی در زندگی خود می‌خواهید؟ و حاضرید برای چه چیزی زحمت بکشید؟»

    برای مثال، بیشتر افراد می‌خواهند که ارتقای شغلی پیدا کنند و درآمد زیادی داشته باشند؛ اما هیچ‌کس نمی‌خواهد شصت ساعت کار در هفته، رفت‌و‌آمد در فاصله‌ی زیاد بین خانه و اداره، کاغذبازی‌های بیهوده، و ساختار طبقاتی استبدادی شرکت را تحمل کند…

    همه می‌خواهند روابط عالی داشته باشند؛ اما همه حاضر نیستند مکالمات دشوار، سکوت ناخوشایند، احساسات جریحه‌دارشده و نقش بازی‌کردن‌های احساسی را تحمل کنند.

    فرهنگ کنونی به ما می‌گوید که من خودم باعثِ شکستِ خودم شده‌ام.

    من، بی‌استقامت یا بازنده هستم، و چیزهایی را که لازمه‌ی این کار بوده نداشته و رویاهای خود را کنار گذاشته‌ام، و شاید اجازه داده‌ام که فشارهای اجتماع بر من غلبه کنند.

    اما واقعیت، بسیار کسل‌کننده‌تر از همه‌ی این‌هاست. واقعیت این است که من فکر می‌کردم چیزی را می‌خواهم؛ اما معلوم شد که در واقع آن را نمی‌خواستم؛ همین.

    من پاداش‌های این کار را می‌خواستم، نه نبردهای آن را. نتایج را می‌خواستم، نه روند رسیدن به آن‌ها را. من عاشق جنگ نبودم؛ عاشق پیروزی بودم. و زندگی، این‌گونه پیش نمی‌رود.

    تقصیر مربوط به زمان گذشته است، و مسئولیت، مربوط به اکنون است؛

    تقصیر، ناشی از انتخاب‌هایی است که قبلاً شده، و مسئولیت، نتیجه‌ی انتخاب‌هایی است که شما در حال حاضر در هر لحظه از روز می‌کنید.

    شما انتخاب کرده‌اید که این متن را بخوانید.

    شما انتخاب می‌کنید که به این مفاهیم فکر کنید.

    شما انتخاب می‌کنید که این مفاهیم را بپذیرید یا آن‌ها را رد کنید.

    شاید تقصیر من باشد که شما فکر می‌کنید ایده‌های من بی‌ارزش هستند؛ اما شما مسئول نتیجه‌گیری‌های خود هستید.

    تقصیر شما نیست که من این جمله را نوشته‌ام؛ اما هنوز هم شما در تصمیم‌گیری برای خواندن آن مسئول هستید.

    بین مقصر دانستن کسی برای وضعیت شما، و مسئولیت واقعی آن فرد برای وضعیت شما، تفاوت وجود دارد.

    هیچ‌کس مسئول وضعیت شما نیست مگر خودتان.

    شاید بتوان بسیاری از افراد را برای ناراحتی شما سرزنش کرد؛ اما هیچ‌کس مسئول ناراحت بودن شما نیست غیر از خودتان.

    علت این موضوع این است که شما همیشه انتخاب می‌کنید که مسائل را چگونه ببینید، چه واکنشی در برابر آن‌ها نشان دهید و چه ارزشی برای هر چیز در نظر بگیرید.