Showing 1–16 of 59 results

  • 1984 نشر راه معاصر

    0 از 5

    «اریک آرتور بلر» داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی با نام مستعار «جورج اورول»، کتاب «1984» را نوشته و «بهناز پیاده» آن را به فارسی برگردانده است. 1984 تا‌ به‌ حال به بیش از 65 زبان مختلف برگردان شده، میلیون‌ها نسخه از آن فروخته شده و درنتیجه‌ی آن، جورج اورول به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان رسیده است. با توجه به تصویر روشنی که اورول در این کتاب از نظام های تمامیت‌خواه ارائه می‌دهد، این کتاب بیانیه‌ سیاسی شاخصی در رد نظام‌های تمامیت‌خواه و کمونیسم شمرده می‌شود. «جهان اورولی»، اصطلاحی است که به‌ صورت خلاصه توتالیتاریسم و نظام‌های سرکوب‌گر را توصیف می‌کند. 1984 داستان وینستون اسمیت را روایت می‌کند؛ فردی که نماد یک شهروند عادی دگراندیش در دنیاهای اورولی است. رمان 1984 را جورج اورول در سال 1949 نوشت، زمانی‌که جنگ دوم جهانی به‌ تازگی به پایان رسیده بود و جهان خطر تسلیم‌ شدن در مقابل دیکتاتوری را به‌ خوبی فهمیده بود. در آن زمان جنگ سرد هنوز به معنای واقعی آغاز نشده بود و در دنیای غرب روشنفکرانی به دفاع از کمونیسم برخاسته بودند. درواقع اورول این کتاب را برای اخطار به غرب در مورد گسترش کمونیسم نوشت؛ اما داستان این اثر را می‌توان تا حدود زیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت‌سلطه‌ حکومت‌ها‌ی استبدادی تعمیم داد. داستان در سال 1984 (35 سال بعد از تاریخ نگارش کتاب) در شهر لندن رخ می‌دهد. بعد از جنگ جهانی، حاکمان کشورهای قدرتمند به این نتیجه رسیده‌اند که اگر جهان به همین ترتیب روند افزایش ثروت را ادامه دهد، ارکان جامعه‌ی طبقاتی به خطر می‌افتد و حکومتشان سرنگون خواهد شد. آن‌ها تنها راه جلوگیری از این امر را نابود کردن ثروت تولیدشده در جنگی بی‌پایان می‌بینند. ۱۹۸۴ یک رمان مدرن کلاسیک به حساب می آید که ویران شهر یا مدینه فاسده را به مخاطب نشان می دهد. رمان فوق العاده تاثیر گذار و فراموش نشدنی که جهان کاملا خیالی را توصیف می کند که علی رغم تخیلی بودن آنقدر واقعی به نظر می رسد. این کتاب را انتشارات «راه معاصر» منتشر کرده است و توسط فروشگاه اینترنتی درقلم به فروش می رسد.

  • 400 ضرب المثل فارسی به همراه معنی و مفهوم

    0 از 5

    ضرب المثل، سخن کوتاه و مشهوری است که به قصه‌ای عبرت آمیز یا گفتاری نکته آموز اشاره می‌کند و جای توضیح بیشتر را می‌گیرد.
    ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی: داستان زدن) است.
    کلمه” مثل ” عربی است و کلمه فارسی آن “ متل ” است. وقتی مثل گفتن صورت بی ادبانه پیدا کند آن را متلک می‌گویند.
    در همه زبانهای دنیا ضرب المثل فراوان است. بعضی از مثل‌ها در همه زبانها به هم شباهت دارند.
    هر قدر تاریخ تمدن ملتی درازتر باشد بیشتر حادثه در آن پیدا شده و مثل‌های بیشتری در آن وجود دارد و در زبان فارسی نیز ده‌ها هزار ضرب المثل وجود دارد.

  • 9 نوامبر نشر نیک فرجام

    0 از 5

    این بار کتاب دیگری از این نویسنده در پیش روی شماست که داستان عاشقانه و فراموش نشدنی یک نویسنده را در موزه بازگو می کند. فالون مشتاقانه در همان روزی که (9نوامبر) از قبل برنامه ریزی کرده بودندو با رمان نویس دیدار می کند. دیداری جذاب و به یاد ماندنی که باعث می شود تمام روز را با او در لوس آنجلس سپری کند. شخصیت پر تحریک فالون به یک الهام خلاق تبدیل می شود که بن همیشه به دنبال چنین شخصیتی برای رمانش بود.با با گذشت زمان و در میان روابط و مصائب گوناگون زندگی جداگانه ی خودشان ، هر ساله در همان تاریخ با یکدیگر ملاقات می کنند. تا اینکه روزی فالون حقیقتی را برایش تعریف میکند و واقعیتی کاملا پیچیده…

  • آن شرلی نشر پرثوآ

    0 از 5

    سرگذشت دختری یتیم اما سرزنده و شاد است که با پشتکار به تحصیل ادامه می‌دهد. دخترکی با صورتی کک مکی و موهای سرخ که در یتیم خانه بزرگ شده و البته باهوش است، قوه تخیل بی حد و مرزی دارد و با امید و پشتکار و مهربانی و سادگی صمیمانه اش، سعی می کند زندگی جدیدی را آغاز کند. هرچند برای ورود به این دنیای تازه باید سختی های بسیاری را پشت سر بگذارد، ولی آینده در نظرش آنقدر زیبا و امید بخش است که برای رسیدن به آن، با هر مشکلی کنار می‌آید و با هر شرایطی سازگار می شود.

  • آوای وحش نشر پرثوآ

    0 از 5

    رمان آوای وحش که از تأثیرگذارترین کتاب‌های «لندن» محسوب می‌شود داستان سگ خانگی را حکایت می‌کند که دست روزگار باعث می‌شود سر از محیط خشن و بی‌رحم کلوندایک در روزگار هجوم جویندگان طلا به ایالت یوکان در بیاورد. سرنوشتی غیرطبیعی که باعث جنگی داخلی در ذهن او می‌شود تا معصومیت و امنیت زندگی در خانه‌ی ارباب را فراموش و به خود واقعی‌اش، یعنی گرگی درنده میان جنگلی وحشی تبدیل گردد. درست عکس «سپید دندان» که در آن «لندن» سگ-گرگی را از میان گرگان به جهان انسان‌ ها وارد می‌نماید.جک لندن با قلم توانای خود تلاش قهرمان داستان را که یک سگ است، به تصویر می‌کشد.فضاسازی‌ های زیبایی که از قدرت تخیل بالای نویسنده بر آمده و داستان‌هایی ماجراجویانه که به صورت غیرمستقیم منتقد نظام سرمایه‌داری حاکم بر آمریکاست و نظم سرمایه‌داری را مشمول قانون گرگ‌ها می‌ داند، زیبایی این داستان را دو چندان کرده و هر فرد رمان‌خوانی را مجذوب خود می‌نماید. در قسمتی از کتاب می خوانیم: بالاخره روز جان ‌باختن بیلی مهربان و خوش‌قلب هم فرا رسید. هل که طپانچه‌اش را در مقابل آذوقه به آن زن داده بود، بر سر حیوان که روی جاده افتاده بود تبر زد و بعد او را از سورتمه جدا کرد و لاشه‌ی آن را کشید و بر لبه‌ی جاده برد. باک و دیگر سگ‌ها که چنین صحنه‌هایی را می‌دیدند، می‌دانستند این آینده‌ی آن‌ها نیز هست. روز بعد هم کونا جان باخت و فقط پنج سگ دیگر زنده بودند؛ جو، که از شدت ضعف توانی برای شرارت نداشت، پایک هم که لنگ می‌زد و سطح هوشیاریش بسیار پایین آمده بود و دیگر دردسری به پا نمی‌کرد، سولکس، با یک چشمی که داشت خالصانه به سورتمه‌کشی ادامه می‌داد، اما از ناتوانی خود برای سورتمه‌کشی عذاب می‌کشید و ضجه می‌زد. تیک هم که به خاطر سفر نکردن در زمستان از بقیه تازه‌نفس‌تر بود، به خاطر کم‌تجربگی به نسبت بقیه بیشتر از پا درآمده بود. با وجود این‌ که باک هنوز سردسته‌ی سگ‌ها بود ولی دیگر به زور هم نمی‌خواست در میان سگ‌ها نظم را برقرار کند و آن‌قدر ضعیف شده بود که حتی قادر به دیدن جلوی پاهایش هم نبود و فقط با راه رفتن در سطح جاده مسیر را لمس می‌کرد و راه را پیش می‌برد…

  • اتاق نشر داریوش

    0 از 5

    کتاب «اتاق» نوشته اما داناهیو و ترجمه محسن خادمی است. داناهیو یک نویسنده کانادایی است و ایده‌ نوشتن این رمان را از یک اتفاق تلخ و واقعی الهام گرفته است. این کتاب با فروش و استقبال بسیاری مواجه شد و توانست برنده‌ جایزه داستان او رنج انگلستان در سال 2011، نامزد نهایی جایزه ادبی بوکر سال 2011، نویسنده برتر رمان ایرلند سال 2011 و جایزه ادبیات معاصر کشورهای مشترک‌ المنافع شود. اتاق، داستان مادر و فرزندی پنج‌ساله است که مدت پنج سال در یک اتاق حبس بوده و هیچ‌گونه ارتباطی با فضای خارج نداشته‌اند. ماجرای داستان از زبان شخصیت کودک داستان بازگو می‌شود و نویسنده در شخصیت‌ پردازی تمام ویژگی‌های دنیای کودکانه را در نظر گرفته است. دنیایی به‌ دوراز دروغ که همه‌ چیز همان‌طور که هست توصیف می‌شود. در قسمتی از متن داستان می‌خوانید: «امروز پنج ساله شدم. دیشب که برای خوابیدن توی کمد می رفتم چهار سالم بود اما وقتی در تاریکی توی تختخوابم چشم باز کردم، اجی مجی لاترجی، شده بودم پنج ساله. قبلش سه سالم بود، قبلش دو، قبل تر یک و و سال قبل تر صفر. یعنی زیر صفر سال هم بودند؟» این کتاب را نشر «داریوش» به چاپ رسانده و توسط فروشگاه اینترنتی درقلم به فروش میرسد.

  • اتحادیه ابلهان نشر نیک فرجام

    0 از 5

    داستان انتشار اتحادیه ابلهان نوشته‌ جان‌کندی، داستان غریبی است. جان‌کندی کتاب را در سی سالگی نوشت و بعد از این‌که هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نرفت به زندگی خود پایان داد. به گفته‌ی منتقد نیویورک تایمز، اتحادیه‌ ابلهان در حقیقت ناشرانی بودند که با نپذیرفتن کتاب ما را از مجموعه آثار یکی از بزرگ‌ترین نوابغ ادبیات محروم کردند. مادرش یازده سال در پی انتشار این اثر بود تا سرانجام دانشگاه لوییزیانا کتاب را منتشر کرد. کتاب به محض انتشار غوغایی به پا کرد و همان سال (۱۹۸۱) جایزه‌ی پولیتزر را ربود. شخصیت اصلی کتاب، ایگنیشس متخصص قرون وسطا است که تمام دنیا را از دریچه‌ی کتاب تسلای فلسفه‌ی بوئتیوس، فیلسوف قرون وسطایی، می‌بیند. تمام زندگی‌اش فلسفه‌بافی است و انزجار از جامعه‌ی امریکا. ایگنیشس ناظر غیرمنفعلی است بر تمام حماقت‌ها و بی‌شعوری‌های محیط پیرامونش. امریکای او همان است که نویسنده‌ی کتاب هم ماندن در آن را نپذیرفت و مرگ خودخواسته را انتخاب کرد.

  • اشرف نشر داریوش

    0 از 5

    اَشرَف‌ المُلوک پهلوی که تا پیش از انقلاب ایران با عنوان سلطنتی والاحضرت شاه‌دُخت اشرف پهلوی خطاب می‌شد. فرزند رضاشاه پهلوی و خواهر دوقلوی محمدرضا شاه پهلوی بود. وی دیپلمات، رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحدو کمیسیون حقوق زنان سازمان ملل متحد و از فعالان حقوق زنان در ایران بود. وی در بهار سال ۱۳۲۵، نقش مهمی در ترغیب ژوزف استالین به خروج ارتش سرخ از آذربایجان ایران داشت.از اشرف پهلوی هم‌چنین به عنوان یکی از عوامل مؤثر جریان کودتای ۲۸ مرداد و سقوط محمد مصدق نام برده شده‌است. اشرف پهلوی هم‌چنین نقش مهمی در تأسیس سازمان خدمات اجتماعی و سازمان زنان ایرانداشت.اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴ در سن ۹۶ سالگی در منطقه مونت‌کارلو، شاهزاده‌نشین موناکو درگذشت. اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضاشاه پهلوی، به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار دربار پهلوی، چهارم آبان ۱۲۹۸، پنج ساعت پس از محمدرضا در تهران به دنیا آمد. نام اصلی وی زهرا است که پس از به سلطنت رسیدن پدرش، رضاشاه، به اشرف الملوک ملقب شد. مادرش تاج الملوک از خانواده‌های نظامی مهاجری بود که پس از انقلاب بلشویکی روسیه از آذربایجان به ایران آمده بودند. اشرف دارای ده خواهر و برادر تنی (شمس، محمدرضا شاه پهلوی، علیرضا) و ناتنی (همدم السلطنه، فاطمه، غلامرضا،عبدالرضا، احمدرضا، محمودرضا، حمیدرضا از سه همسر دیگر رضاشاه بود. در شش سالگی اشرف و با به سلطنت رسیدن پدرش زندگی کاخ‌نشینی این خانواده آغاز شد. اشرف الملوک برادر خویش را والاحضرت خطاب می‌کرد، و صد تومان مقرری ماهانه از رضاشاه داشت و اسب سواری و اتومبیل به خصوص از نوع آمریکایی از چیزهای مورد علاقه وی بود. اشرف تحصیلات خود را در مدرسه دخترانه زرتشتی‌ها گذراند و زبان فرانسه را از معلم خانوادگی دربار، مادام ارفع فراگرفت و اولین آشنایی‌های اشرف با غرب نیز از تعاریف مادام ارفع در همین‌جا شکل گرفت.اولین سفر وی به اروپا در سال ۱۳۱۲ برای دیدار ولیعهد در سوئیس رخ داد که به‌دلیل علاقه‌مندی شدید به زندگی در اروپا و نیز تحصیل، از پدر تقاضای ماندن در کنار برادر جهت ادامه تحصیلات نمود که به دلیل عدم اجازه رضاشاه، پس از مدتی به ایران بازگشت. خانواده رضاشاه و از جمله اشرف از نخستین افرادی بودند که بنابر تصمیم رضاشاه بر تغییر الگوی ایرانی بر اساس غرب، به صورت بی‌حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی در ۱۳۱۴ شرکت جستند. اشرف در سن ۱۷ سالگی به توصیه پدرش رضاشاه پهلوی با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از شهریور ۱۳۲۰ این ازدواج به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی‌نیا بود. رضاشاه به هنگام خروج از کشور و نیز در تبعید همواره به اشرف تأکید می‌کرد که در کنار برادر خویش مانده و مراقب وی در امر سلطنت باشد.در سال ۱۳۲۲، اشرف جهت همراهی فوزیه عازم مصر شد که درآنجا با احمد شفیق آشنا شد، این آشنایی به ازدواج منجر شد؛ که البته چند سالی بیشتر دوام نیافت و این زوج در سال ۱۳۲۹؛ یعنی ۹ سال پیش از طلاق رسمی، یکدیگر را ترک گفتند. ثمره این ازدواج دو فرزند به نامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف در تعیین دولت‌های بعد از شهریور ۱۳۲۰ همچون مخالفت با قوام، روی کار آمدن هژیر و رزم آرا دخالت اساسی داشت. وی در دوران نخست‌وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. از او به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کودتای ۲۸ مرداد نامبرده می‌شود. وی اواخر ۱۳۳۲ به ایران بازگشت. اشرف در دههٔ ۱۳۴۰ با جوان تحصیل‌کرده‌ای به نام مهدی بوشهری در پاریس ازدواج کرد.یکی از عمده‌ترین اقداماتی که اشرف بدان دست زد، یک سلسله فعالیت‌های اجتماعی بود، که در قالب آن به امور سیاسی، کسب درآمد و… برای خود می‌پرداخت. اشرف پس از ازدواج با احمد شفیق در ۱۳۲۲، بنیاد خدمات اجتماعی را راه‌اندازی کرد. در اواخر ۱۳۲۶ سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی تحت ریاست محمدرضا و نیابت اشرف احداث شد. شورای عالی جمعیت زنان ایران نیز در اسفند ۱۳۲۷ به ریاست اشرف تشکیل شد. وی همچنین ریاست جمعیت زنان صلح جو، سازمان زنان، کمیسیون مقام زن وابسته به سازمان ملل متحد، نیابت ریاست کمسیون مبارزه با بیسوادی در ۱۳۴۲ و نیز ریاست کمیته ایرانی حقوق بشر و ریاست هیئت نمایندگی سیاسی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۱۳۴۵ به بعد را بر عهده داشت و در پی دستیابی به مقام دبیر کلی سازمان ملل نیز بود که بدان نائل نشد.او یکی از سه زنی است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون ریاست کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد را بر عهده داشته‌است. وی از دانشگاه برندایس در سال ۱۹۷۰ دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.اشرف در راستای این خدمات اجتماعی و در واقع انجام برخی مذاکرات سیاسی و… به دعوت صلیب سرخ به کشورهای مختلفی سفر کرد؛ از جمله سفر به شوروی در بهار ۱۳۲۵ با عنوان بازدید از بیمارستان‌های روسیه و ملاقات با استالین، سفر به انگلستان، سوئد، آمریکا، هندوستان، پاکستان، چین، کره شمالی و کشورهای آفریقایی که عمدتاً بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. او در این سفرها با بسیاری از سیاست‌ مداران از جمله بوتو، جواهر لعل نهرو، گاندی، استالین، مارشال تیتو، هایلا سلاسی، جان اف کندی، چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت. اشرف پهلوی کتاب خاطرات خود را به نام چهره‌هایی در یک آینه منتشر کرد و تاکنون کتاب‌ها و مقالات متعددی درمورد او به رشتهٔ تحریر درآمده‌است که از آن جمله می‌توان از کتاب این سه زن اثر مسعود بهنود نام برد. پس از تبعید به آمریکا اشرف در ویلایی در ژوان لوپن در نیس فرانسه و منزل خود در شماره ۲۹ بیکمن پلیس در منهتن، نیویورک سیتی اقامت داشت. این خانه در سال ۲۰۱۴، با قیمتی بالغ بر ۴۹ میلیون دلار رکورددار گرانترینِ خانه‌ها در نیویورک، منطقهٔ جنوب پارک مرکزی بوده‌ است.

  • اصفهان نصف جهان نشر الماس پارسیان

    0 از 5

    اصفهان نصف جهان جزو نخستین آثار هدایت است، و هدایت آن‌را دو سال پس از بازگشت از فرانسه، یعنی در سی سالگی، در جریان یک سفر کوتاه به اصفهان، نوشته است. آثار پیشین او، مقدمه‌ای بر رباعیات خیام (1302)، انسان و حیوان (1303)، فواید گیاه خواری(1306)، زنده به گور(1309)، پروین دخترساسان(1309) و ترجمه چند داستان کوتاه از نویسندگان اروپایی، تنوع فعالیت ادبی‌اش را، به عنوان یک نویسنده آزامایش‌گر و «همه فن حریف»، نشان می‌دهد. اصفهان نصف جهان در میان این آثار، و حتی آثاری که هدایت بعدها تالیف کرد، کاملا ممتاز است، و نخستین نمونه از یک «گونه»ی کهن سال ادبی –سفرنامه نویسی- در میان نویسندگان نسل اول ما –نوسندگان ادبیات داستانی- است. صفهان نصف جهان یک اثر «آزمایشی» است، و در آن نویسنده قصه سفر خود را به یک شهر اسطوره‌ای و «افسانه آمیز» باز می‌گوید، شهری که به تعبیر نویسنده مانند حکایت‌های هزارو یک شب است. طرز برخورد هدایت با شهر و مردم اصفهان و نوع برداشت فرهنگی و مردم شناختی او با طرز برخورد سیاحان و نویسندگانی که پیش از هدایت از اصفهان دیدن کرده‌اند و شرح دیدار خود را نوشته‌اند کاملا متفاوت است. در اصفهان نصف جهان هدایت، به خلاف رسم مالوف سفرنامه نویسان پیش از خود، نه نقشه‌ای، نه عکسی، نه طول وعرض جغرافیایی و مساحت و جمعیت اصفهان را به دست می‌دهد و نه در باره کوه و دره و دشت و دمن و رودها و قنوات و بلوکات و آب و هوا در فصول چهارگانه چیزی می‌گوید. هدایت حتی از شرح و توصیف «جغرافیای طبیعی» و «جغرافیای انسانی» شهر اصفهان نیز پرهیز دارد، و فقط در مقام یک نویسنده «نوآور» پاره‌ای از لحظات تجربه خود را از سفری سه چهار روزه ضبط کرده است. امتیاز اصفهان نصف جهان در کیفیت شخصی و درونی نگاه بی‌پیرایه هدایت است؛ به طوری که ما صدای «شخصی» نویسنده را از لابه‌لای متن سفرنامه می‌شنویم

  • اما نشر پرثوآ

    0 از 5
    اما وودهاوس، زنی جوان، ثروتمند، زیبا و بسیار خودشیفته است که تقریبا در تمامی عمرش، زندگی بدون نگرانی و بی دغدغه ای داشته است. جین آستین با نوشتن کتاب اما، توانایی و استعداد خود در به نقد کشیدن نگاه های همیشه حاضر اجتماع و همچنین، گردهم آوری اتفاقاتی به ظاهر بی اهمیت و خلق مفهومی ژرف و تأثیرگذار را به رخ همگان کشیده است. رمان اما از وجود بهترین شخصیت های خلق شده توسط آستین بهره می برد: هریت اسمیت مهربان و خوش رفتار، خانم بیتس پرحرف و کج خلق و پدر عجیب و غریب اما یعنی آقای وودهاوس. اما که معتقد است هیچ رابطه ی عاشقانه ای روی او تأثیر ندارد، تلاش می کند تا عروسی اشرافی و مجللی برای هریت تهی دست ترتیب دهد؛ ولی از درک احساسات درونی خود نسبت به مردی جذاب به نام آقای نایتلی غافل می ماند. نتیجه ی این امر، داستانی جذاب و پر از برنامه ریزی، دسیسه و کنایه های شخصیت های رمان است که به شکلی استادانه توسط جین آستین در کنار هم گنجانده شده اند. نویسنده ی این اثر در جایی گفته بود که «هیچ کس جز خودم به این اندازه قهرمان داستان را دوست نخواهد داشت.» این در حالی است که کتاب اما، به سرعت هواداران بی شماری در دنیای ادبیات پیدا کرد و بهترین و لذت بخش ترین اثر جین آستین در نظر گرفته می شود.
  • بادبادک باز نشر پرثوآ

    0 از 5

    آیا اصلا داستان کسی به پایان خوش می انجامد؟ هر چه باشد، زندگی فیلم هندی نیست که همه چیز به خیرو خوشی تمام شود. افغانها دوست دارند که بگویند زندگی میگذره بی اعتنا به آغاز و پایان، زندگی مثل کاروان پر گرد و خاک کوچ کنندگان آهسته آهسته پیش می رود.بابا گفت: “فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.” اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟ناراحت شدن از یک حقیقت بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است.گفت: خیلی میترسم. گفتم: چرا؟ گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. اینجور خوشحالی ترسناک است. پرسیدم آخر چرا و او جواب داد: وقتی آدم اینجور خوشحال باشد،سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد.

    این کتاب روایتی از دسامبر 2001 تا مارس 2001 را به مخاطب نشان می دهد. در تمام قسمت های کتاب با روایتی صمیمی و دوستانه مواجه خواهیم بود و مخاطب به سرعت می توان با برخی قسمت های کتاب همزاد پنداری کند. در ابتدای داستان، امیر شخصیت اصلی داستان که از یک خانواده مرفه و پولدار است از خاطرات 12 سالگی اش می گوید و صحبت کردن او در مورد گذشته ای که راه خود را با چنگ و دندان باز میکند مخاطب را برای شنیدن داستانی که شاید به همین سادگی نتوان از آن عبور کرد آماده می‌کند.این داستان چهره غمگین کشور افغانستان را در زمان سقوطش نشان می‌دهد. زمانی که سیاست افعانستان با تحولات عجیبی رو به رو می شود و زندگی مردم را به طور کل تغییر می دهد.

    داستان در عین حال که چهره مردم را در این تغییرات سیاسی نشان می دهد بیشتر متمرکز بر زندگی دو دوست به نام های امیر و حسن است که در عین حال که با هم بزرگ شده اند و حتی از یک پستان شیر خورده اند تفاوت های چشمگیری در سبک زندگی دارند. امیر از خانواده ای ارباب زاده و پولدار و حسن از خانواده ای رنج کشیده و کم توان به عنوان خدمتکار در خانه امیر و خانواده اش مشغول است. حکایت دوستی حسن و امیر به خوبی می تواند اختلاف طبقاتی در افغانستان را برای مخاطب به تصویر بکشد، اما این تمام داستان نیست؛ چرا که هدف این رمان 400 صفحه ای تنها به این دوستی خلاصه نمی‌شود.

    در خلاصه کتاب می توان از جملات خالد حسینی در برخی قسمت های داستان یاد کرد. برخی قسمت های داستان، خواب و بیداری را در هم یکی می کند و مخاطب نمی تواند تفاوت آن دو را به تنهایی تشخیص دهد. چرا که تصویری که خالد حسینی از افغانستان نشان داده به خودی خود شبیه یک خواب است تا بیداری! پیرمردی پای دیواری کاه گلی می نشیند، چشم های نا بینایش مثل نقره مذابی است که ته دو کاسه گود مانده است. پیرمرد فالگیر که روی چوبدستی قوز کرده، دست پینه بسته اش را به گونه های گود افتاده خود می کشد. فنجان ها جلوی ما هستند. حسن سکه ای کف دست چغرش می اندازد. من هم مال خودم را می اندازم. فالگیر پیر زمزمه می کند:«بسم الله الرحمن الرحیم» اول دست حسن را می گیرد. ناخن شاخی اش را در کف دست او به حرکت در می آورد. هی می چرخاند و می چرخاند. بعد همان انگشت را به صورت حسن می برد و همین طور که آهسته رد انحنای گونه ها و و طرح گوش ها را می گیرد، صدای خشک و خش داری می آورد. قسمت کبره بسته انگشت هایش را به چشم های حسن می کشد. درست همان جا از حرکت می ایستد. لفتش می دهد یکهو قیافه پیرمرد حالی می شود. من و حسن با هم نگاهی رد و بدل می کنیم. پیر مرد دست حسن را می گیرد و سکه را کف دستش می گذارد. رو می کند به من می گوید: تو در چه حالی جوانک؟ از آن طرف دیوار بانگ خروسی می آید. پیرمرد دستش را می آورد جلو و من دستم را عقب می کشم.توی کولاک گم شدم! باد زوزه می کشد پوره های سرد برف را توی چشم هایم می پاشد. در میان سرما و بوران پاهایم به سختی جلو می رود. سعی می کنم با فریاد زدن به دنبال کمک باشم اما باد فریادهای مرا قورت می دهد و صدایم به کسی نمی رسد. احساس می کنم بین سفیدی برف گم شده ام و دیگر راه نجاتی ندارم این حس با صدای نعره باد در گوشم به کابوسی که به زودی اتفاق می افتد تبدیل می شود. باد حتی رد پاهایم را پاک می کند و حالا مانند شبحی شده ام که هیچ ردپایی از خود جای نگذاشته است. دوباره فریاد می زنم محکم تر از دفعه قبل اما این بار امید هم مانند ردپایم پاک می شود. یکدفعه صدای ضعیفی به گوشم آشنا می آید. دستم را سپر چشم هایم می کنم و به هر دردسری شده سعی می کنم بنشینم، نگاه می کنم کم کم رنگ ها برایم مشخص می شود و دستی به رویم دراز می شود کف آن دست بریدگی های عمیقی دارد و خون از رگ هایش به روی برف ها سرازیر می شود. آن دست را محکم می گیرم و بلند می شوم. ناگهان دیگر برفی در کار نیست و من در در یک سرزمین سبز رنگ ایستاده ام در سرزمینی که از برف و سرما خبری نیست! آسمان پر است از بادبادک های رنگی که در روشنایی آفتاب می درخشند….زندگی قبلی تو و زندگی قبلی من! من هم توی همان حیاط بازی کردم سهراب. توی همان خانه زندگی کردم. ولی همه چمن ها از بین رفته و یک جیپ غریبه توی حیاط خانه مان پارک شده که روغنش همه جای آسفالت را کثیف کرده! زندگی قبلی ما رفت سهراب، و همه آدم هایی که در آن خانه بودند یا مرده اند و یا دارند می میرند. حالا فقط من مانده ام و تو. من و تو!…

  • بوف کور نشر صادق هدایت

    0 از 5

    بوف کور مهمترین اثر صادق هدایت است. کتابی پر از نماد که از چنان عمق و محتوایی برخوردار است که با انواع مختلف تحلیل‌ها قابل بررسی هست. تا به حال نقدهای بسیاری، به ویژه در حوزه نقد روان‌شناسانه، از داستان بوف کور ارائه شده است. این اثر سمبولیک آنقدر عمیق است که هرکسی قادر به درک آن نیست و از دید خود آن را تفسیر می‌کند. کتاب‌های متعددی در شرح و تفسیر بوف کور نوشته شده است که هرکدام از دید همان نویسنده بوف کور را تفسیر می‌کند. شاید بتوان گفت «بوف کور» معروفترین و تنها داستان ایرانی است که هم طرفداران و عاشقان بسیار و هم در نزد بسیاری دیگر مطرود و منفور است.

  • بیگانه نشر پرثوآ

    0 از 5

    رمان «بیگانه» اثری خاص از آلبرکامو است که جلال احمد آن را به فارسی ترجمه کرده است. کامو در این رمان چهره ای از پوچی به ما نشان می دهد و در واقع بر ضد پوچی است. داستان در مورد مردی درونگرا به نام مرسو است که مرتکب قتلی می شود. او از جامعه، دوستان و حتی معشوقه اش بیگانه است. شخصیت مرسو به طور عجیبی رمزآلود است. تصور این حجم از بی تفاوتی در شخصیت او برای خواننده مشکل است. او خودش را برای مرگمادرش ناراحت نمی کند زیرا معتقد است مرگ یک اتفاق طبیعی و گریز ناپذیر است. او نسبت به همه ی چیزهایی که برای جامعه ارزش است بی تفاوت است. او در مورد ازدواج کردن نظری ندارد و در مقابل سوال معشوقه اش در مورد ازدواج می گوید برایم فرقی ندارد ولی اگر تو می خواهی ازدواج می کنیم! با تمام این تفاسیر این سوال پیش می آید که همچین فردی به کدام دلیل دارد زندگی می کند. باید کتاب را خواند و فهمید. در بخشی از ترجمه ی این کتاب توسط جلال آل احمد می خوانیم:« امروز، مادرم مرد. شاید هم دیروز، نمی دانم. تلگرافی به این مضمون از نوانخانه دریافت داشته ام: مادر، درگذشت. تدفین فردا. تقدبم احترامات. از این تلگراف چیزی نفهمیدم شاید واقعه دیروز اتفاق افتاده است.» این کتاب را نشر «پرثوآ» منتشر کرده و توسط فروشگاه اینترنتی درقلم به فروش می رسد.

  • پر نشر آسو

    0 از 5

    کتاب “پر” با نام انگلیسی The Feather، اثر محبوب و پرفروش شارلوت مری ماتیسن، نویسنده انگلیسی است که زندگانی عجیب و به دور از اجتماعی داشت. سبک آثار او غالبا رمانتیسم و جذابیت فوق العاده ای دارند. هنر بالای ماتیسن در شخصیت پردازی و توصیف حالات و عواطف آن ها و وقایع طبیعی، جذابیت دوچندانی در دل مخاطب ایجاد می کند. میمنت دانا، مترجم کتاب در بخشی از مقدمه ای که بر این کتاب نوشته می گوید: “بعد از خواندن این کتاب، چنان تحت تاثیر لطافت آن واقع شدم که تا مدت ها در عالمی رویایی سیر می کردم و غمی سنگین اعصابم را تحت فشار قرار داده بود. به هرکاری دست می زدم و به هر جا می رفتم، شخصیت های آن مرا دنبال می کردند. راجر دالتون و عشق بی نظیر او، از خود گذشتگی اش، همان شخصیت ایده آلی بود که هر زنی در عالم رویا نقشش را در اعماق قلب خود می کِشد و زیبایی ماویس و هنر آسمانی اش از آن نوع زیبایی و هنری بود که نفس در سینه حبس می کند و انسان را خیره می سازد”. در بخشی از کتاب می خوانیم: “نگاه کن، این پرچم ها را می بینی؟ این ها قلب لاله ها هستند. بدون آفتاب خیلی مرموزند. ببین، چطور “پر”ها به هم پیچیده شده اند! من از همه بیشتر، آن گل هایی را دوست دارم که قلبشان را پنهان می کنند و فقط با بوسه آفتاب خود را نشان می دهند. بعضی گل ها هر دم، حتی در هوای سرد، “پر”هایشان را باز می کنند و مثل زنانی که من از آن ها متنفرم دل خود را به باد می سپارند”.

  • پس از تو نشر پرثوآ

    0 از 5

    «پس از تو» یک رمان عاشقانه ازجوجو مویز است. این رمان در ادامه ی رمان مشهور «من پیش از تو» نوشته شده است. به گفته ی خود جوجو مویز، او قصد نداشته پس از تو را بنویسد؛ اما بدلیل استقبال زیادی که از رمان قبلی اش شده بود و همینطور حجم انبوه پیام های خوانندگان که کنجکاو بودند که سرنوشت شخصیت های داستان چه می شود او تصمیم می گیرد رمان پس از تو را بنویسد. این رمان را باران جمشیدی به فارسی برگردانده است و توسط نشر پرثوآ به چاپ رسیده است. داستان در ادامه ی کتاب من پیش از تو با زندگی لوییزا کلارک بعد از مرگ معشوقش، ویل ترینر شروع می شود. لوییزا تلاش می کند که بعد از مرگ ویل بتواند از زندگی لذت ببرد اما در اتفاقی ناخواسته قرار می گیرد که این اتفاق او را برای همیشه تغییر می دهد. لوییزا کلارک از غمی بزرگ رنج می برد؛ زیرا مردی که دوست داشته است خودکشی کرده است و دیگر با اونیست. هجده ماه بعد او همچنان تلاش می کند که با مرگ ویل کنار بیاید و به زندگی بدون ویل عادت کند. روزهایش با حالتی نزدیک به دیوانگی سپری می شود. تصادف شدیدی می کند و در بیمارستان به هوش می آید. در اینجا او تصمیم می گیرد که هدفی جدید برای زندگی اش پیدا کند، گرچه نمی داند که دقیقا آن هدف چیست. نوشته های جوجو مویز پر از توصیف صحنه های متفاوت است. صحنه هایی که اگر چشمتان را ببندید آنها را می توانید به راحتی تصور کنید. این ظرافت ها برای اینکه بتوانند در ذهن مخاطب بنشینند باید به درستی به فارسی برگردانده شوند. با خواندن آثار جوجو مویز خود را در وسط صحنه تصور می کنید و آرام آرام با داستان جلو می روید.

  • جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند نشر نیک فرجام

    0 از 5

    جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند، داستان مشقت های دختری است که اعضای خانواده اش او را در همان سنین خردسالی رها کردند تا تنهایی، در دل طبیعت بکر کارولینای شمالی، با پدر کج خلقش زندگی کند. شاید نام «کیا» فقط از سه حرف تشکیل شده باشد، اما رنج هایی که او متحمل شد، در روح و جسم هیچ دختری نمی گنجند. تمام اهالی بارکلی کو، او را با لقب «دختر مرداب» می شناختند، دختر مردابی که نزدیک شدن او به سایر انسانها تجربیات تلخ و شیرینی برایش به همراه داشت. حوادث پیچیده ی متعددی قبل و بعد از پیدا شدن جسد معشوقه سابق کیا رخ می دهد که نویسنده به زیبایی هرچه تمام تر آن ها را شرح می دهد.