Showing all 9 results

  • اشرف نشر داریوش

    0 از 5

    اَشرَف‌ المُلوک پهلوی که تا پیش از انقلاب ایران با عنوان سلطنتی والاحضرت شاه‌دُخت اشرف پهلوی خطاب می‌شد. فرزند رضاشاه پهلوی و خواهر دوقلوی محمدرضا شاه پهلوی بود. وی دیپلمات، رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحدو کمیسیون حقوق زنان سازمان ملل متحد و از فعالان حقوق زنان در ایران بود. وی در بهار سال ۱۳۲۵، نقش مهمی در ترغیب ژوزف استالین به خروج ارتش سرخ از آذربایجان ایران داشت.از اشرف پهلوی هم‌چنین به عنوان یکی از عوامل مؤثر جریان کودتای ۲۸ مرداد و سقوط محمد مصدق نام برده شده‌است. اشرف پهلوی هم‌چنین نقش مهمی در تأسیس سازمان خدمات اجتماعی و سازمان زنان ایرانداشت.اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴ در سن ۹۶ سالگی در منطقه مونت‌کارلو، شاهزاده‌نشین موناکو درگذشت. اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضاشاه پهلوی، به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار دربار پهلوی، چهارم آبان ۱۲۹۸، پنج ساعت پس از محمدرضا در تهران به دنیا آمد. نام اصلی وی زهرا است که پس از به سلطنت رسیدن پدرش، رضاشاه، به اشرف الملوک ملقب شد. مادرش تاج الملوک از خانواده‌های نظامی مهاجری بود که پس از انقلاب بلشویکی روسیه از آذربایجان به ایران آمده بودند. اشرف دارای ده خواهر و برادر تنی (شمس، محمدرضا شاه پهلوی، علیرضا) و ناتنی (همدم السلطنه، فاطمه، غلامرضا،عبدالرضا، احمدرضا، محمودرضا، حمیدرضا از سه همسر دیگر رضاشاه بود. در شش سالگی اشرف و با به سلطنت رسیدن پدرش زندگی کاخ‌نشینی این خانواده آغاز شد. اشرف الملوک برادر خویش را والاحضرت خطاب می‌کرد، و صد تومان مقرری ماهانه از رضاشاه داشت و اسب سواری و اتومبیل به خصوص از نوع آمریکایی از چیزهای مورد علاقه وی بود. اشرف تحصیلات خود را در مدرسه دخترانه زرتشتی‌ها گذراند و زبان فرانسه را از معلم خانوادگی دربار، مادام ارفع فراگرفت و اولین آشنایی‌های اشرف با غرب نیز از تعاریف مادام ارفع در همین‌جا شکل گرفت.اولین سفر وی به اروپا در سال ۱۳۱۲ برای دیدار ولیعهد در سوئیس رخ داد که به‌دلیل علاقه‌مندی شدید به زندگی در اروپا و نیز تحصیل، از پدر تقاضای ماندن در کنار برادر جهت ادامه تحصیلات نمود که به دلیل عدم اجازه رضاشاه، پس از مدتی به ایران بازگشت. خانواده رضاشاه و از جمله اشرف از نخستین افرادی بودند که بنابر تصمیم رضاشاه بر تغییر الگوی ایرانی بر اساس غرب، به صورت بی‌حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی در ۱۳۱۴ شرکت جستند. اشرف در سن ۱۷ سالگی به توصیه پدرش رضاشاه پهلوی با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از شهریور ۱۳۲۰ این ازدواج به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی‌نیا بود. رضاشاه به هنگام خروج از کشور و نیز در تبعید همواره به اشرف تأکید می‌کرد که در کنار برادر خویش مانده و مراقب وی در امر سلطنت باشد.در سال ۱۳۲۲، اشرف جهت همراهی فوزیه عازم مصر شد که درآنجا با احمد شفیق آشنا شد، این آشنایی به ازدواج منجر شد؛ که البته چند سالی بیشتر دوام نیافت و این زوج در سال ۱۳۲۹؛ یعنی ۹ سال پیش از طلاق رسمی، یکدیگر را ترک گفتند. ثمره این ازدواج دو فرزند به نامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف در تعیین دولت‌های بعد از شهریور ۱۳۲۰ همچون مخالفت با قوام، روی کار آمدن هژیر و رزم آرا دخالت اساسی داشت. وی در دوران نخست‌وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. از او به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کودتای ۲۸ مرداد نامبرده می‌شود. وی اواخر ۱۳۳۲ به ایران بازگشت. اشرف در دههٔ ۱۳۴۰ با جوان تحصیل‌کرده‌ای به نام مهدی بوشهری در پاریس ازدواج کرد.یکی از عمده‌ترین اقداماتی که اشرف بدان دست زد، یک سلسله فعالیت‌های اجتماعی بود، که در قالب آن به امور سیاسی، کسب درآمد و… برای خود می‌پرداخت. اشرف پس از ازدواج با احمد شفیق در ۱۳۲۲، بنیاد خدمات اجتماعی را راه‌اندازی کرد. در اواخر ۱۳۲۶ سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی تحت ریاست محمدرضا و نیابت اشرف احداث شد. شورای عالی جمعیت زنان ایران نیز در اسفند ۱۳۲۷ به ریاست اشرف تشکیل شد. وی همچنین ریاست جمعیت زنان صلح جو، سازمان زنان، کمیسیون مقام زن وابسته به سازمان ملل متحد، نیابت ریاست کمسیون مبارزه با بیسوادی در ۱۳۴۲ و نیز ریاست کمیته ایرانی حقوق بشر و ریاست هیئت نمایندگی سیاسی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۱۳۴۵ به بعد را بر عهده داشت و در پی دستیابی به مقام دبیر کلی سازمان ملل نیز بود که بدان نائل نشد.او یکی از سه زنی است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون ریاست کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد را بر عهده داشته‌است. وی از دانشگاه برندایس در سال ۱۹۷۰ دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.اشرف در راستای این خدمات اجتماعی و در واقع انجام برخی مذاکرات سیاسی و… به دعوت صلیب سرخ به کشورهای مختلفی سفر کرد؛ از جمله سفر به شوروی در بهار ۱۳۲۵ با عنوان بازدید از بیمارستان‌های روسیه و ملاقات با استالین، سفر به انگلستان، سوئد، آمریکا، هندوستان، پاکستان، چین، کره شمالی و کشورهای آفریقایی که عمدتاً بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. او در این سفرها با بسیاری از سیاست‌ مداران از جمله بوتو، جواهر لعل نهرو، گاندی، استالین، مارشال تیتو، هایلا سلاسی، جان اف کندی، چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت. اشرف پهلوی کتاب خاطرات خود را به نام چهره‌هایی در یک آینه منتشر کرد و تاکنون کتاب‌ها و مقالات متعددی درمورد او به رشتهٔ تحریر درآمده‌است که از آن جمله می‌توان از کتاب این سه زن اثر مسعود بهنود نام برد. پس از تبعید به آمریکا اشرف در ویلایی در ژوان لوپن در نیس فرانسه و منزل خود در شماره ۲۹ بیکمن پلیس در منهتن، نیویورک سیتی اقامت داشت. این خانه در سال ۲۰۱۴، با قیمتی بالغ بر ۴۹ میلیون دلار رکورددار گرانترینِ خانه‌ها در نیویورک، منطقهٔ جنوب پارک مرکزی بوده‌ است.

  • اصفهان نصف جهان نشر الماس پارسیان

    0 از 5

    اصفهان نصف جهان جزو نخستین آثار هدایت است، و هدایت آن‌را دو سال پس از بازگشت از فرانسه، یعنی در سی سالگی، در جریان یک سفر کوتاه به اصفهان، نوشته است. آثار پیشین او، مقدمه‌ای بر رباعیات خیام (1302)، انسان و حیوان (1303)، فواید گیاه خواری(1306)، زنده به گور(1309)، پروین دخترساسان(1309) و ترجمه چند داستان کوتاه از نویسندگان اروپایی، تنوع فعالیت ادبی‌اش را، به عنوان یک نویسنده آزامایش‌گر و «همه فن حریف»، نشان می‌دهد. اصفهان نصف جهان در میان این آثار، و حتی آثاری که هدایت بعدها تالیف کرد، کاملا ممتاز است، و نخستین نمونه از یک «گونه»ی کهن سال ادبی –سفرنامه نویسی- در میان نویسندگان نسل اول ما –نوسندگان ادبیات داستانی- است. صفهان نصف جهان یک اثر «آزمایشی» است، و در آن نویسنده قصه سفر خود را به یک شهر اسطوره‌ای و «افسانه آمیز» باز می‌گوید، شهری که به تعبیر نویسنده مانند حکایت‌های هزارو یک شب است. طرز برخورد هدایت با شهر و مردم اصفهان و نوع برداشت فرهنگی و مردم شناختی او با طرز برخورد سیاحان و نویسندگانی که پیش از هدایت از اصفهان دیدن کرده‌اند و شرح دیدار خود را نوشته‌اند کاملا متفاوت است. در اصفهان نصف جهان هدایت، به خلاف رسم مالوف سفرنامه نویسان پیش از خود، نه نقشه‌ای، نه عکسی، نه طول وعرض جغرافیایی و مساحت و جمعیت اصفهان را به دست می‌دهد و نه در باره کوه و دره و دشت و دمن و رودها و قنوات و بلوکات و آب و هوا در فصول چهارگانه چیزی می‌گوید. هدایت حتی از شرح و توصیف «جغرافیای طبیعی» و «جغرافیای انسانی» شهر اصفهان نیز پرهیز دارد، و فقط در مقام یک نویسنده «نوآور» پاره‌ای از لحظات تجربه خود را از سفری سه چهار روزه ضبط کرده است. امتیاز اصفهان نصف جهان در کیفیت شخصی و درونی نگاه بی‌پیرایه هدایت است؛ به طوری که ما صدای «شخصی» نویسنده را از لابه‌لای متن سفرنامه می‌شنویم

  • بوف کور نشر صادق هدایت

    0 از 5

    بوف کور مهمترین اثر صادق هدایت است. کتابی پر از نماد که از چنان عمق و محتوایی برخوردار است که با انواع مختلف تحلیل‌ها قابل بررسی هست. تا به حال نقدهای بسیاری، به ویژه در حوزه نقد روان‌شناسانه، از داستان بوف کور ارائه شده است. این اثر سمبولیک آنقدر عمیق است که هرکسی قادر به درک آن نیست و از دید خود آن را تفسیر می‌کند. کتاب‌های متعددی در شرح و تفسیر بوف کور نوشته شده است که هرکدام از دید همان نویسنده بوف کور را تفسیر می‌کند. شاید بتوان گفت «بوف کور» معروفترین و تنها داستان ایرانی است که هم طرفداران و عاشقان بسیار و هم در نزد بسیاری دیگر مطرود و منفور است.

  • سرنوشت

    0 از 5

    سرنوشت داستان زندگی دختری به نام سارا است، دختری با تمام دردها و رنج هایی که در جامعه کنونی شاهد آن هستیم دست و پنجه نرم می کند. سارا با تفکر و عقاید خانواده ای که عقد دخترعمو پسرعمو را در آسمان بسته اند رضایت به ازدواج با پسر عموی خود را می دهد که 10 سال از او بزرگتر است و در این حین طمع مادر امیر، پسرعموی سارا آتشی به… این کتاب را نشر «درقلم» منتشر کرده است.

  • عروس ترکمن صحرا

    0 از 5

    عمو اینا بعد از یه هفته رفتن. چند روز بعد پدرم با معصومه و بچه‌ها اومدن. از پدرم شنیدم که زلیخا هم همین جا با یه ترکمن ازدواج کرده. خیلی ناراحت شدم، اما وقتی یاد حرفای زلیخا افتادم که می‌گفت: «از چی روستا خوشت اومده؟ از کتک‌هایی که می‌خوردی، یا از نون‌هایی که خشک و بیات بود؟ اون نون‌ها رو خر هم نمی‌خورد که مبادا دندوناش بشکنه، اما ما مثل قند می‌خوردیم؛ حتی دلمون نمی‌اومد قورت بدیم. اون قدر لقمه رو تو دهنمون نگه‌می‌داشتیم که انگار داریم گوشت و برنج می‌خوریم. تازه براش جوک هم می‌ساختیم و هر دو با صدای بلند می‌خندیدیم. یه دفه صدای معصومه منو از افکار مغشوشم بیرون کشید: -زهره جان! پدرت بازار می‌ره، می‌گه اگه چیزی لازم داری بگو بخره. بی‌بی فوراً جواب داد: -نخیر، خیلی ممنون. همه چیز تو خونه هست، چیزی لازم نیست. در همین موقع زلیخا سراسیمه وارد حیاط شد. انگار هم از یه چیزی می‌ترسید و مدام پشت سرش و نگاه می‌کرد، هم به شدت گریه می‌کرد. وسط گریه می‌گفت: -عمو! بدبختم کردی. پیرتر و بداخلاق‌تر از این نبود؟ چطور دلت اومد با من این کار رو بکنی؟ مگه من به تو چه هیزم تری فروخته بودم که این بلا رو سر من آوردی؟ باورم نمی‌شه عمو! تو و پدرم با هم دست‌به‌یکی کردین و از اون پیرمرد پول گرفتین که منو بهش بدین، اما من اینجا نمی‌مونم. هر جور شده می‌رم. برو به پدرم بگو من از شما راضی نیستم، نه از شما نه از پدرم. پدرم گفت: -خودت انتخاب کردی، زوری که نبود. زلیخا با ناراحتی گفت: -عمو! خودت خوب می‌دونی که من اون و ندیده بودم. فکر کردم مثل شوهر زهره جوونه. زلیخا حرفاش و گفت و رفت. نورمحمد شب اومد خونه، ناراحت بود و می‌گفت: -اون مرد از پدرم خیلی پیرتره، اون وقت شما یه دختربچه رو که همه‌ش ده سال داره به ازدواج اون در آوردین؟ آخه این عقل کی بود؟ من رو عمو حساب می‌کردم و فکر نمی‌کردم این قدر بی‌منطق باشه. پدرم سکوت کرد و هیچی نگفت. روز بعد وقت رفتن درگوشی به من گفت: -یه روز می‌آم و تو رو برای همیشه از اینجا می‌برم. چهار سال از ازدواجمون می‌گذشت. در این چهار سال بی‌بی نقش یه مادر واقعی رو برای من داشت. هر وقت حمام می‌رفتیم اون منو می‌شست و موهام و آروم شونه می‌زد، شب‌ها تو رختخواب اون می‌خوابیدم. نغما و نجما هم بودن، ولی چیزی نمی‌گفتن. پدر نورمحمد ناراحت بود و همیشه با اون دعوا داشت و می‌گفت: -تو مثلاً خیر سرت ازدواج کردی، با این کارت زن منو هم از من گرفتی. نورمحمد می‌خندید و می‌گفت: -مگه چیه؟ فکر کن هنوز مجردی. -مگه می‌شه؟ زنم کنارم باشه و فکر کنم مجردم؟ زنت دیگه بزرگ شده، برین تو اتاق خودتون بخوابین. تا کی باید صبر کنم و چیزی نگم؟

  • قصه های صمد بهرنگی نشر خلاق

    0 از 5

    در قسمتی از این کتاب می خوانیم: بچه ها، سلام! اسم من اولدوز است. فارسیش می شود ستاره، امسال ده سال را تمام کردم. قصه ای که می خوانید قسمتی از سرنوشت من است. آقای بهرنگ یک وقتی معلم ده ما بود. در خانه ی ما منزل داشت. روزی من سرگذشتم را برایش گفتم، آقای بهرنگ خوشش آمد و گفت:… کتاب «قصه‌های بهرنگ» نوشته‌ «صمد بهرنگی» است. صمد بهرنگی معلم، منتقد اجتماعی، مترجم، محقق و داستان‌نویس در ادبیات معاصر و نویسنده داستان‌هایی است که در بچگی و بزرگ‌سالی دیدها را باز کرد. داستان‌هایی که بی‌شک حرف‌های زیادی برای گفتن و آموخته‌های زیادی برای آموختن دارد. اثری که پیش رو دارید مجموعه‌ای از داستان‌های اوست که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: اولدوز و کلاغ‌ها، الدوز و عروسک سخنگو، کچل کفترباز، پسرک لبوفروش، سرگذشت دانه‌ی برف، پیرزن و جوجه طلایی‌اش، دو گربه روی دیوار، سرگذشت دومرول دیوانه سر، افسانه محبت، یک هلو و هزار هلو، 24 ساعت در خواب‌وبیداری، کوراوغلو و کچل حمزه، تلخون، قصه‌ی آه، آدی و بودی، به دنبال فلک و… . صمد بهرنگی، معلم کودکان، قصه‌نویس بچه‌ها، انسانی که غم‌خوار کودکان برهنه‌پا بود و دغدغه‌اش آموختن به آن‌ها و بالنده‌تر کردنشان. عمر صمد دیری نپایید. جوان بود که ارس همان رودخانه‌ای که به آن عشق می‌ورزید، جانش را ستاند و دغدغه‌هایش ماند برای بازماندگان. اما دریغا که کسی همانند بهرنگی نه آمد و نه شد.

  • قلب سگ نشر یوشیتا

    0 از 5

    کتاب قلب سگ توسط میخاییل بولگاکوف نوشته شده است. این کتاب یک اثر نمادین است که نویسنده آنرا به صورت نمادین در مورد انقلاب روسیه نوشته است. موضوع کتاب داستان سگی است که با پیوند اعضای انسان توسط یک پروفسور به یک سگ انسان نما بدل میشود. سگ و پروفسور و اتفاقات دیگر داستان هر یک تمثیلی است بر اوضاع سیاسی روسیه در زمان لنین.

  • همیشه سبز

    0 از 5

    جلوی ستاد خیلی شلوغ بود. هر طور بود خود را به داخل ستاد رساند و کم کم پرس وجوکنان فهمید عده‌ای موتور سوار نا شناس آمده‌اند و شیشه‌های ستاد را شکسته‌اند. اولش کفری شد و با خود گفت: حتما کار رقیب فلان فلان شده است که به صورت ناشناس آمده‌اند و این کار را کرده‌اند. کمی بعد قائله خوابید و بلافاصله اعلام کردند که پوسترهای جدید رسیده و باید تقسیم شوند وهر چه سریعتر به ستادها فرستاده شوند و او هم خودش را در صف پیشگامان قرار داد تا بیشتر دیده شود. ساعت ۱۱:۳۰ شب بود هنوز شام نخورده بود علی رقم دلشوره عجیبی که داشت تا چگونه به خانه برود ویا در خانه با چه صحنه‌هایی مواجه خواهد شد یا اینکه اگر کسی چیزی پرسید چه جوابی خواهد داد…باز هم…باز هم دلش می‌خواست بماند نه برای شام نه برای کمک نه برای ستاد و نه برای انتخابات ریاست جمهوری… فقط می‌خواست حس استقلال طلبی‌اش را به همه نشان بدهد.. دوست داشت همه فکر کنند چه دختر ریلکسی است.. دوست داشت همه خود را جای او بگذارند از آزادی عملش، از بی بندوباری اش.. دوست داشت فردا صبح در ستاد بگویند فلانی دیشب تا ساعت یک نصفه شب اینجا بوده… برایش ایوالله بگویند… حتی شاید یک نامه با دست خط رئیس جمهور آینده از او تقدیر کند…پسرها در جستجوی شماره موبایل نداشته‌اش باشند و خیلی چیزهای دیگر….

  • وغ وغ ساهاب نشر الماس پارسیان

    0 از 5

    کتاب «وغ وغ ساهاب» نوشته‌ی نویسنده و مترجم برجسته‌ی معاصر«صادق هدایت» است. هدایت در این اثر خود با زبان طنز به وضعیت اجتماعی، سیاسی و ادبی زمان خود انتقاد می‌کند. موضوعات پرداخته شده در این کتاب به‌صورت مجزا و تحت عنوان مجموعه‌ای از قضیه‌ها ارائه شده است. هر قضیه به موضوع خاصی می‌پردازد؛ از مسخره‌کردن آرتیست‌ها تا جایزه‌ی نوبل و خواب راحت. هدایت به‌عمد در متن، کلمات را با غلط‌های املایی آورده است. برای مثال قضیه‌ها را به شکل «غزیه» نوشته است. در بخشی از «غزیه‌ی کینگ کونگ» می‌خوانیم: «دست دراز کرد از تو پنجره او را ربود. با عجله رفت روی آسمان خراش، معشوقه‌اش را گذاشت زمین یواش. آرپلان‌ها روی هوا می‌پریدند، ناگهان کینگ کونگ را از دور دیدند، بس که به طرف او تیر انداختند. تمام جونش را خونین و مالین کردند. عاقبت سرش گیج خورد روی گراتیسه‌ل. چشمش سیاهی رفت از آن بالا شد ول روی گل، بینوا میمون شهید عشق شد، از بالای عمارت افتاد و مرد.» «دیوار»، «زند و هومن یسن»، «زنده به‌گور»، «سگ ولگرد»، «سه قطره خون»، «گروه محکومین»، «مسخ»، «نوشته‌های پراکنده» و… از دیگر آثار هدایت هستند.