تاریخ

محدود کردن جستجو

Showing all 4 results

  • اشرف نشر داریوش

    0 از 5

    اَشرَف‌ المُلوک پهلوی که تا پیش از انقلاب ایران با عنوان سلطنتی والاحضرت شاه‌دُخت اشرف پهلوی خطاب می‌شد. فرزند رضاشاه پهلوی و خواهر دوقلوی محمدرضا شاه پهلوی بود. وی دیپلمات، رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحدو کمیسیون حقوق زنان سازمان ملل متحد و از فعالان حقوق زنان در ایران بود. وی در بهار سال ۱۳۲۵، نقش مهمی در ترغیب ژوزف استالین به خروج ارتش سرخ از آذربایجان ایران داشت.از اشرف پهلوی هم‌چنین به عنوان یکی از عوامل مؤثر جریان کودتای ۲۸ مرداد و سقوط محمد مصدق نام برده شده‌است. اشرف پهلوی هم‌چنین نقش مهمی در تأسیس سازمان خدمات اجتماعی و سازمان زنان ایرانداشت.اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴ در سن ۹۶ سالگی در منطقه مونت‌کارلو، شاهزاده‌نشین موناکو درگذشت. اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضاشاه پهلوی، به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار دربار پهلوی، چهارم آبان ۱۲۹۸، پنج ساعت پس از محمدرضا در تهران به دنیا آمد. نام اصلی وی زهرا است که پس از به سلطنت رسیدن پدرش، رضاشاه، به اشرف الملوک ملقب شد. مادرش تاج الملوک از خانواده‌های نظامی مهاجری بود که پس از انقلاب بلشویکی روسیه از آذربایجان به ایران آمده بودند. اشرف دارای ده خواهر و برادر تنی (شمس، محمدرضا شاه پهلوی، علیرضا) و ناتنی (همدم السلطنه، فاطمه، غلامرضا،عبدالرضا، احمدرضا، محمودرضا، حمیدرضا از سه همسر دیگر رضاشاه بود. در شش سالگی اشرف و با به سلطنت رسیدن پدرش زندگی کاخ‌نشینی این خانواده آغاز شد. اشرف الملوک برادر خویش را والاحضرت خطاب می‌کرد، و صد تومان مقرری ماهانه از رضاشاه داشت و اسب سواری و اتومبیل به خصوص از نوع آمریکایی از چیزهای مورد علاقه وی بود. اشرف تحصیلات خود را در مدرسه دخترانه زرتشتی‌ها گذراند و زبان فرانسه را از معلم خانوادگی دربار، مادام ارفع فراگرفت و اولین آشنایی‌های اشرف با غرب نیز از تعاریف مادام ارفع در همین‌جا شکل گرفت.اولین سفر وی به اروپا در سال ۱۳۱۲ برای دیدار ولیعهد در سوئیس رخ داد که به‌دلیل علاقه‌مندی شدید به زندگی در اروپا و نیز تحصیل، از پدر تقاضای ماندن در کنار برادر جهت ادامه تحصیلات نمود که به دلیل عدم اجازه رضاشاه، پس از مدتی به ایران بازگشت. خانواده رضاشاه و از جمله اشرف از نخستین افرادی بودند که بنابر تصمیم رضاشاه بر تغییر الگوی ایرانی بر اساس غرب، به صورت بی‌حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی در ۱۳۱۴ شرکت جستند. اشرف در سن ۱۷ سالگی به توصیه پدرش رضاشاه پهلوی با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از شهریور ۱۳۲۰ این ازدواج به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی‌نیا بود. رضاشاه به هنگام خروج از کشور و نیز در تبعید همواره به اشرف تأکید می‌کرد که در کنار برادر خویش مانده و مراقب وی در امر سلطنت باشد.در سال ۱۳۲۲، اشرف جهت همراهی فوزیه عازم مصر شد که درآنجا با احمد شفیق آشنا شد، این آشنایی به ازدواج منجر شد؛ که البته چند سالی بیشتر دوام نیافت و این زوج در سال ۱۳۲۹؛ یعنی ۹ سال پیش از طلاق رسمی، یکدیگر را ترک گفتند. ثمره این ازدواج دو فرزند به نامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف در تعیین دولت‌های بعد از شهریور ۱۳۲۰ همچون مخالفت با قوام، روی کار آمدن هژیر و رزم آرا دخالت اساسی داشت. وی در دوران نخست‌وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. از او به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کودتای ۲۸ مرداد نامبرده می‌شود. وی اواخر ۱۳۳۲ به ایران بازگشت. اشرف در دههٔ ۱۳۴۰ با جوان تحصیل‌کرده‌ای به نام مهدی بوشهری در پاریس ازدواج کرد.یکی از عمده‌ترین اقداماتی که اشرف بدان دست زد، یک سلسله فعالیت‌های اجتماعی بود، که در قالب آن به امور سیاسی، کسب درآمد و… برای خود می‌پرداخت. اشرف پس از ازدواج با احمد شفیق در ۱۳۲۲، بنیاد خدمات اجتماعی را راه‌اندازی کرد. در اواخر ۱۳۲۶ سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی تحت ریاست محمدرضا و نیابت اشرف احداث شد. شورای عالی جمعیت زنان ایران نیز در اسفند ۱۳۲۷ به ریاست اشرف تشکیل شد. وی همچنین ریاست جمعیت زنان صلح جو، سازمان زنان، کمیسیون مقام زن وابسته به سازمان ملل متحد، نیابت ریاست کمسیون مبارزه با بیسوادی در ۱۳۴۲ و نیز ریاست کمیته ایرانی حقوق بشر و ریاست هیئت نمایندگی سیاسی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۱۳۴۵ به بعد را بر عهده داشت و در پی دستیابی به مقام دبیر کلی سازمان ملل نیز بود که بدان نائل نشد.او یکی از سه زنی است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون ریاست کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد را بر عهده داشته‌است. وی از دانشگاه برندایس در سال ۱۹۷۰ دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.اشرف در راستای این خدمات اجتماعی و در واقع انجام برخی مذاکرات سیاسی و… به دعوت صلیب سرخ به کشورهای مختلفی سفر کرد؛ از جمله سفر به شوروی در بهار ۱۳۲۵ با عنوان بازدید از بیمارستان‌های روسیه و ملاقات با استالین، سفر به انگلستان، سوئد، آمریکا، هندوستان، پاکستان، چین، کره شمالی و کشورهای آفریقایی که عمدتاً بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. او در این سفرها با بسیاری از سیاست‌ مداران از جمله بوتو، جواهر لعل نهرو، گاندی، استالین، مارشال تیتو، هایلا سلاسی، جان اف کندی، چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت. اشرف پهلوی کتاب خاطرات خود را به نام چهره‌هایی در یک آینه منتشر کرد و تاکنون کتاب‌ها و مقالات متعددی درمورد او به رشتهٔ تحریر درآمده‌است که از آن جمله می‌توان از کتاب این سه زن اثر مسعود بهنود نام برد. پس از تبعید به آمریکا اشرف در ویلایی در ژوان لوپن در نیس فرانسه و منزل خود در شماره ۲۹ بیکمن پلیس در منهتن، نیویورک سیتی اقامت داشت. این خانه در سال ۲۰۱۴، با قیمتی بالغ بر ۴۹ میلیون دلار رکورددار گرانترینِ خانه‌ها در نیویورک، منطقهٔ جنوب پارک مرکزی بوده‌ است.

  • گرسنگی نشر نیک فرجام

    0 از 5

    کتاب گرسنگی: سرگذشت بدن (من)، اثر رکسان گی، دربارۀ افرادی‌ست که شکسته‌اند و به هر دلیلی، فکر می‌کنند به‌ هیچ دردی نمی‌خورند، هیچ‌چیزی نیستند. افرادی که در برابر خشونت سکوت کرده‌اند. افرادی که باید سکوتشان را بشکنند. گرسنگی در سال 2017 نامزد بهترین کتاب سرگذشت‌نامه در سایت گودریدز شد.

    هر بدنی داستان و پیشینه‌ای دارد. در این کتاب داستان و پیشینۀ بدن رکسان گی را با سرگذشت بدنش و گرسنگی‌اش پیشکشتان می‌کنیم.

    نوشتن کتاب گرسنگی (Hunger) یک اعتراف است. این‌ها زشت‌ترین، ضعیف‌ترین، عریان‌ترین بخش‌های وجود رکسان گی (Roxane Gay)، نویسنده کتاب هستند. این حقیقتِ او است. این سرگذشتی‌ست از بدنش چون، اکثر اوقات، داستان‌های بدن‌هایی مانند بدن رکسان یا نادیده گرفته می‌شوند یا طرد می‌شوند و یا مسخره‌شان می‌کنند. مردم بدن‌هایی مانند بدن رکسان را می‌بینند و برای خودشان فرضیه‌هایی می‌سازند. فکر می‌کنند دلیل چاقی‌اش را می‌دانند. نمی‌دانند. این داستان پیروزی نیست، بلکه داستانی‌ست مستلزم گفته‌ شدن و سزاوار شنیده‌ شدن.

    کتاب گرسنگی دربارۀ بدنِ رکسان، دربارۀ گرسنگی او، و در نهایت، این کتابی‌ست دربارۀ ناپدید شدن و گمراه‌ شدن و احتیاجِ بی‌حد و حصر، احتیاج به دیده و درک شدن.

  • نبرد من نشر آتیسا

    0 از 5

    در قسمتی از این کتاب می خوانیم: در سال ۱۹۲۴ آدولف هیتلر، هنگامی که به خاطر خیانت به کشور و رهبری یک توطئه مایه حکومت وقت به زندان افتاد و دوران محکومیت خود را در زندان لندربرگ گذراند، این کتاب را به منشی مخصوص خود که رودولف هس نام داشت و همراه او زندانی بود، دیکته کرد… کتاب «نبرد من» نوشته‌ «آدولف هیتلر» و ترجمه‌ «فرزانه طهماسبی» است. ناشر درباره‌ی این اثر آورده است: «نبرد من تنها کتابی است که انتشار آن در آلمان ممنوع است. هیتلر در این اثر دیدگاه‌های خود را تئوریزه کرده، اثری که مبنای برپایی حزب ناسیونالیسم (نازی) شد و جهان را درگیر مصیبتی همه گیر کرد. کتاب نبرد من مانیفست اندیشه‌های تمامیت‌ خواهانه‌ هیتلر است. اما چرا این سرجوخه سابق ارتش آلمان که اندکی ذوق نقاشی هم داشت به چنین افکاری ره جست؟» این کتاب از 15 فصل تشکیل شده؛ «در خانه پدری»، «سال‌های تحصی و درد و رنج»، «مونیخ»، «تبلیغات جنگ»، «انقلاب»، «آغاز فعالیت سیاسی من»، «حزب کارگر آلمان»، «نژاد و مردم»، «شهروندان و اتباع دولت»، «تبلیغات و سازمان» و «حق دفاع از خود» عنوان برخی از فصل‌ها است. در پیشگفتار کتاب آمده است: «پاره‌ نخست این کتاب زمانی نوشته شد که نویسنده در دژی نظامی در باواریا زندانی بود. او چگونه راهی دژ شد و به چه دلیل؟ پاسخ به پرسش مهم است، زیرا این کتاب با رویدادهایی سر وکار دارد که نویسنده را دچار این گرفتاری کرد و به این دلیل که نویسنده زیر فشارهای عاطفی ناشی از وقایع تاریخی روزگار خود این کتاب را نوشته است. آن زمان، دوره‌ی خواری و تحقیر آلمان و تا حدودی ادامه‌ رویدادهایی بود که کما بیش در یک قرن گذشته رخ داده بود؛ این دوره از هنگامی آغاز می‌شود که ناپلئون امپراتوری کهن آلمان را تکه پاره کرد و سربازان فرانسوی تقریبا سراسر آلمان را به اشغال درآوردند.»

  • فروخته شده

    سه دقیقه در قیامت نشر شهید ابراهیم هادی

    0 از 5

    مقدمه ای از کتاب سه دقیقه در قیامت، خاطرات مدافع حرم که در اثر عمل جراحی برای چند لحظه از دنیا میرود و دوباره به زندگی بر میگردد، با ورود به آن دنیا، هرچند کم چیز هایی میبیند که درک آن برای ما سخت است، و حال آن تصاویری که دیده است را برای ما در کتاب سه دقیقه در قیامت روایت کرده است.
    کتاب سه دقیقه در قیامت باعث تحول در زندگی افرادی که این کتاب را مطالعه کرده اند شده است.
    گزیده ای از کتاب سه دقیقه در قیامت: خیلی سخت بود. حساب و کتاب خیلی دقیق ادامه داشت. ثانیه به ثانیه را حساب می کردند.
    زمان هایی که باید در محل کار حضور داشته باشم را خیلی با دقت بررسی می کردند که به بیت المال خسارت زده ام یا نه!؟
    خدا را شکر این مرحل به خوبی گذشت. زمان هایی را که در مسجد و هیئت حضور داشتم محاسبه کردند و گفتند دو سال از عمرت را اینگونه گذراندی که جزو عمرت محاسبه نمی کنیم. یعنی باز خواستی ندارد و می توانی به راحتی از این دوسال بگذری. در آنجا برخی دوستان همکارم و حتی برخی آشنایان را دیدم، بدن مثالی آن هایی را در آنجا دیدم که هنوز در دنیا بودند! می توانستم مشکلات روحی و اخلاقی آن ها را ببینم.
    عجیب بود که برخی از دوستان همکارم را دیدم که به عنوان شهید راهی برزخ می شدند و بدون حساب و بررسی اعمال به سوی بهشت برزخی می رفتند…