آموت

Showing all 3 results

  • خاما

    0 از 5

    كتاب خاما : خاما نبايد نوشته مي‌شد. يك ‌بار يكي خيلي سال قبل او را زندگي كرد و در شبي، اين راز مگو را گفت و ديگر به سخن درنيامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسيد به يكي كه كارش گفتن است. اين كلمه‌ها اميد دارند خاما زنده شود و آن راوي هم. به رقص و به رنگ‌رنگ زرد و قرمز اين حلقه آتش، بايد كه جاري شد و…

  • فروخته شده

    ما تمامش می کنیم

    0 از 5

    کتاب «ما تمامش می‌کنیم» را «کلین هوور» نوشته‌‌ و «آرتمیس مسعودی» این رمان را به فارسی ترجمه کرده است. در بخشی از توضیحات پشت جلد کتاب، دیدگاه منتقدان آمده است: «وقتی لیلی با یک جراح مغز و اعصاب خوش‌تیپ به نام رایل کینکید وارد رابطه می‌شود، ناگهان زندگی برایش آن‌قدر زیبا می‌شود که باورکردنی نیست؛ اما وقتی دغدغه‌های مربوط به رابطه‌ی جدید، ذهن لیلی را به خود مشغول کرده است، خاطرات اتلس کاریگن، اولین عشقش و رشته‌ای که او را به گذشته‌ پیوند می‌دهد، درگیرش می‌کند. اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان پیدایش می‌شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می‌گیرد. کالین هوور با این رمان جسورانه و کاملا منحصربه‌فرد، داستانی را روایت می‌کند از عشقی فراموش‌ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت. سارا پیکانن، نویسنده‌ی رمان پرفروش بین‌المللی “همسایگان بی‌عیب‌ونقص” درباره‌ی این رمان می‌گوید: “ما تمامش می‌کنیم” یک داستان عاشقانه‌ی معمولی نیست. این کتاب قلبتان را می‌شکند و هم‌زمان، آن را از امید لبریز می‌کند. تا انتهای داستان، در میان گریه خواهید خندید.» این کتاب را انتشارات «آموت» منتشر کرده است.

  • فروخته شده

    هنوز هم من

    0 از 5

    رمان «هنوز هم من» تازه‌ترین اثر جوجو مویز، نویسنده موفق انگلیسی، منتشرشده در سال ۲۰۱۸ است که در آن به بیان ادامه ماجراجویی «لوئیسا کلارک» پس از وقایع اتفاق افتاده در کتاب‌های «من پیش از تو» و «پس از تو» می‌پردازد. لو کلارک به خیلی چیزها پی برده است… می داند کیلومترها بین خانه ی جدیدش در نیویورک و دوستش سام در لندن فاصله است. می داند کارفرمای جدیدش آدم نازنینی است و همسرش رازی را از او پنهان می کند. چیزی که لو نمی داند این است که با کسی آشنا خواهد شد که زندگی اش را زیر و رو می کند، زیرا این فرد او را یاد دوستی می اندازد و این یادآوری آزاردهنده خواهد بود. لو نمی داند چه کند، ولی می داند هر تصمیمی بگیرد، اوضاع دیگر مثل سابق نخواهد بود. آیا او باید به تجربه های جدید «بله» بگوید و با بیرون آمدن از منطقه ی امن خود پذیرای چالش های جدیدی شود؟ لو می خواهد بداند اگر عاشق کسی هستی، آیا برای داشتنش باید از رویاهایت دست بکشی؟ یا می توان هر دو را با هم داشت و هیچ یک را فدا نکرد؟