داستان کوتاه

Showing all 2 results

  • طمع نامادری

    0 از 5

    کتاب حاضر مجموعه داستان های کوتاهی است که از نسل های گذشته سینه به سینه نقل شده است. داستان ها با موضوعات اجتماعی و با هدف عبرت آموزی نگارش شده است تا علاوه بر زنده نگه داشتن داستان های کهن، ارزش های جامعه را بازگو کند. «طمع نامادری» نام یکی از داستان های این کتاب است که به عنوان نام کتاب انتخاب شده است. کتاب «طمع نامادری» قصه گوی خوبی برای نوجوانان و جوانان و حتی مخاطب کودک است که در عین نگارش ساده و روان، ارزش های جامعه را به زبان قصه برای مخاطبان خود روایت میکند. این کتاب توسط نشر «درقلم» منتشر شده است.

  • همیشه سبز

    0 از 5

    جلوی ستاد خیلی شلوغ بود. هر طور بود خود را به داخل ستاد رساند و کم کم پرس وجوکنان فهمید عده‌ای موتور سوار نا شناس آمده‌اند و شیشه‌های ستاد را شکسته‌اند. اولش کفری شد و با خود گفت: حتما کار رقیب فلان فلان شده است که به صورت ناشناس آمده‌اند و این کار را کرده‌اند. کمی بعد قائله خوابید و بلافاصله اعلام کردند که پوسترهای جدید رسیده و باید تقسیم شوند وهر چه سریعتر به ستادها فرستاده شوند و او هم خودش را در صف پیشگامان قرار داد تا بیشتر دیده شود. ساعت ۱۱:۳۰ شب بود هنوز شام نخورده بود علی رقم دلشوره عجیبی که داشت تا چگونه به خانه برود ویا در خانه با چه صحنه‌هایی مواجه خواهد شد یا اینکه اگر کسی چیزی پرسید چه جوابی خواهد داد…باز هم…باز هم دلش می‌خواست بماند نه برای شام نه برای کمک نه برای ستاد و نه برای انتخابات ریاست جمهوری… فقط می‌خواست حس استقلال طلبی‌اش را به همه نشان بدهد.. دوست داشت همه فکر کنند چه دختر ریلکسی است.. دوست داشت همه خود را جای او بگذارند از آزادی عملش، از بی بندوباری اش.. دوست داشت فردا صبح در ستاد بگویند فلانی دیشب تا ساعت یک نصفه شب اینجا بوده… برایش ایوالله بگویند… حتی شاید یک نامه با دست خط رئیس جمهور آینده از او تقدیر کند…پسرها در جستجوی شماره موبایل نداشته‌اش باشند و خیلی چیزهای دیگر….